سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386
ادم ربایی از نوع بسیجی
پيك ايران
گفتگوي اختصاصي سايت گزارشگران با فعالين دانشجوئي مازندران
با سلام و سپاس از اينكه در اين گفتگو شركت كرديد
گزارشگران: نارضايتي اخير دانشجويان دانشگاه بابلسر كه منجر به ربوده شدن فعالين دانشجوئي گشت از كجا شروع شد و خواستها و مطالبات شما چه بود؟
در واقع دزدیدن بیزن صباغ زاده از روبروی درب دانشگاه باعث جرقه شروع در گیریهای اخیر بود اما باید توجه داشته باشید که این اعتراضات از خیلی وقت پیش بوده و با این عمل وحشیانه رژیم حالت رادیکال به خود گرفت به همین دلیل نباید انتظار داشت که با آزادی دانشجویان مساله فیصله پیدا کند
گزارشگران: يكي از نادر مواردي كه در كشور ما اتفاق ميافتد اين است كه بازداشت شدگان جنبش كارگري، زنان. معلمان و دانشجوئي با قرار كفالت و وثيقه و ضامن و... اينها از زندانها رهائي مييابند. علت اينكه اين فعالين بي قيد و شرط ازاد شدند را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
فشار شدید به حکومت و پافشاری دانشجویان بر همه خواسته هایشان باعث این رفتار از سوی رژیم شد. در واقع عقب نشینی دولت در دانشگاه شیراز نیز نشان می دهد که با یک حرکت متشکل و رادیکال می توان به مقابله با دولت پرداخت
گزارشگران: تا چه حد همبستگي دانشجويان ساير دانشگاهها را ملموس دريافتيد؟
دانشگاه های دیگر تا حد توانشان با ما همکاری کردند ولی هنوز تا رسیدن به وحدت کامل راه زیادی مانده است. باید دانشجویان را متشکل کرد و تحت یک کمیته هماهنگی آنها را حول یک پرچم مشخص متمرکز کرد. باید از رهبریت سنتی خارج شد و فضا را برای فعالیت تمام دانشجویان باز گذاشت. تریبون را از انحصار عده ای خاص بیرون آورد تا همه بتوانند نظر بدهند و تمام گروه ها آزادی عمل بدست آورند
گزارشگران: آيا شما به همه خواستهاي صنفي خود رسيديد؟
نه. خواسته ما بر چیده شدن نظام کمیته های انظباتی و همه نهاد های سرکوبگر از محیط دانشگاه است و تا رسیدن به این هدف دست بر نمی داریم اما مساله این است که بر خلاف عده ای که مشکل دانشجو را تنها به مسائل صنفی درون دانشگاه محدود می کنند معتقدیم که مشکل دانشجو مشکل تمام اقشار جامعه می باشد. تا وقتی که دانشجویان خود را از کارگران معلمان و ... دور نگاه دارند همواره محکوم به شکست می باشند هر چند گاهی به نتایجی هم می رسند. باید این اعتراضات را به هم پیوند داد و سازماندهی کرد. وقت آن رسیده که از پشت میله های دانشگاه به درون جامعه بپیوندیممشکلات صنفی ما به خاطر سیاست نا درست و دیکتاتور وار حکومت می باشد. کشته شدن دانشجویان در ۱۸ تیر و ورود نظامیان به داخل دانشگاه. زن ستیزی و سرکوب آزادی خواهان همه به سیاست خفقان آور حکومت بر می گردد
گزارشگران: با توجه به اينكه تداوم مبارزه را امري ضروري ميدانيد و به ان اذعان نموده ايد، اگر ممكن است دقايق، چگونگي و اهداف خود را براي خوانندگان سايت توضيح دهيد.
هدف ما در بیانیه کاملآ مشخص است. ما به عنوان دانشجویانی که خود را همگام و در میان مردم می دانیم از تمام آزادی های فردی و اجتماعی افراد دفاع کنیم. خواسته ما برابری نان و آزادی است اما برای رسیدن به این خواسته اول باید متشکل شویم و کمیته های مختلفی را برای پیوند دادن معترضین تشکیل دهیم. پس هدف اولیه ما ایجاد اتحاد بین بخش های ناراضی و معترض جامعه می باشد
گزارشگران: استقبال عمومي از فراخوان حمايت شما تا كنون چگونه بوده است؟
استقبال خوب بود و در رسیدن به این درجه از اعتبار و گرفتن حمایت هیچ شکی نداشتیم زیرا این بیانیه عملآ خواست های اجتماعی مردم را بیان می کند. دانشجو را از سایر اقشار جدا نمی سازد و مشکلات مردم را مشکلات دانشجو می داند. به همین جهت نه تنها از طرف دانشجوها که از طرف سایر اقشار جامعه از جمله زنان و کارگران مورد حمایت قرار می گیرند. لینک بیانیه از طریق اینترنت و همچنین با تلفن همراه بین تعداد زیادی پخش شد و از سازمان های معتبر داخلی و خارجی همانند حزب سبز فرانسه سازمان کارگران انگلیسی اتحادیه کارگران نساجی سنندج کارگران شرکت واحد و ... حمایت گرفت. هم اکنون کمیته هایی در قزوین دماوند و نیروهایی در آبادان شیراز مشهد اصفهان حول این کمیته جمع شده اند و امیدواریم که این روند هم چنان ادامه پیدا کند
گزارشگران: انتظارات شما از نهادهاي بين المللي و رسانه هاي ايراني در خارج از كشور از جمله سايت گزارشگران را لطفا توضيح دهيد.
وظیفه هر نهاد بین المللی و هر رسانه متعهدی می باشد که از حقوق مردم ایران دفاع کنند. جامعه ایران زیر شدیدترین دیکتاتوری تاریخ که همان دیکتاتوری مذهبی است قرار دارد و به حدی فضای سانسور در کشور قوی است که اعتراضات دانشجویان و کارگران به گوش اکثریت مردم نمی رسد. به جرآت می توان گفت بالای ۷۰٪ از مردم از وقایع دانشگاه مازندران بی خبر هستند و این وظیفه رسانه های خارجی است که از آزادی خود برای اطلاع رسانی به مردم در بند سانسور و خفقان استفاده کنند. باید هر سرکوب و جنایت رزیم به گوش مردم ایران و جهان برسد. باید فرخوان دانشجویان از طریق رسانه های خارجی بین مردم پخش شود
گزارشگران: آيا ناگفته اي داريد كه براي خوانندگان سايت بگوئيد؟
پيام ما آزادی برابری فوری است. و اتحاد بین تمام جامعه تنها راه رسیدن به این شعار می باشد. انتظار ما این است بوسیله این بیانیه کمیته ای حول خواسته های مشخص مردمی تشکیل شود تا با سازماندهی این تشکل بتوانیم مسیر مبارزه را هموار و به نفع خواسته های مردم تغییر دهیم
با تشكر از شما: بهروز سورن - سايت گزارشگران
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386
شیر زن
پيك ايران
پاسخ يک وبلاگنويس زن به سخنان امام جمعه تهران : من هرزه ام و از خدا می خوام که روز به روز هرزه تر بشم، روزی برسه که هرزه ترین زن دنیا باشم!
وبلاگ Mandana In Red : تیتر امروز روزنامه اعتماد از قول آقای احمد خاتمی در مورد برخورد با خانمها: برخی رسانه ها برای هرزه ها مرثیه سرایی می کنند!
یک تصویر در صفحه دوازده امروز روزنامه اعتماد: چندتا زن پلیس که به دختری گیر داده ان که لباسش خیلی شبیه اون چیزیه که من هم می پوشم!
نتیجه: من یک هرزه هستم! البته از نظر ایشون، چون من حداکثر ده درصد با دختر توی تصویر تفاوت دارم و تنها فرق من با اون اینه که به پستشون نخوردم، اگه دیده بودنم حتما بهم گیر می دادن. بله، از نظر کسی که فکر می کنه با یک نگاه به لباس من می تونه درون من رو هم بشناسه و درباره شخصیت من حکم صادر کنه من یک هرزه هستم.
در تمام دنیا مردی رو پیدا نمی کنین که بتونه ادعا کنه یک روز دوست پسر من بوده، ولی من یک هرزه هستم!
بیشتر دوست و آشناها و همکارهای من مردها هستن، از هشت تا هشتاد سال. از بچگی به خاطر روحیه و رفتارهام با پسرها خیلی جور بوده ام، ولی همین دوستان عزیز جرئت ندارن به عنوان چیزی غیر از دوست با من طرف بشن. ولی من یک هرزه هستم و دنبال هوس!
روزی بعد از تموم شدن دبیرستان به مادرم گفتم اگه کسی به عنوان خواستگار من پاشو توی این خونه بگذاره جفت پاهاشو قلم می کنم و می دم دستش که تا عمر داره بنویسه غلط کردم. تا این لحظه هم کسی حتی اسم این مسخره بازی ها رو جلوی من نیاورده. ولی من یک هرزه هستم و همه فکر و ذکرم مردهان!
من گاهی عروسی می رم با کت و شلوار جین و بدون آرایش، گاهی هم توی خونه وقتی تنهام برای دل خودم آرایش می کنم. ولی من یک هرزه ام و کاری جز جلب توجه مردها ندارم!
من یه لیسانس گرافیک دارم، در بیست و چهار سالگی مدیر اجرایی یکی از قدیمی ترین شرکت های تبلیغاتی این مملکت بوده ام و هر روز کلی کار طراحی و لیتوگرافی و چاپ از زیر دستم بیرون اومده، و آنچنان آتلیه و بخش های زیر دستم رو سر و سامون دادم و درست کردم که همیشه رئیسم می گه کاری که این برای من کرد دو تا مرد نمی تونستن بکنن. بعدش کلی کار تبلیغات و بازاریابی کرده ام؛ توی کشوری که دوتا کتاب بازاریابی درست و حسابی پیدا نمی شد، از گفته ها و تجربه های آدمهای دور و برم و هر جزوه و کلاس و مقاله ای استفاده کردم و شروع کردم به نوشتن متن و تیتر تا برنامه ریزی تبلیغاتی برای شرکت هایی که شیش هفت سال پیش بودجه سالانه شون بالای یکی دو میلیارد تومن بود. این تجربه و آموخته هام بیشتر از یه لیسانس برام موقعیت کاری و اجتماعی فراهم کرده، و کمتر از یه لیسانس هم براش زحمت نکشیده ام. الان دانشجوی آی تی هستم و یک سال دیگه بخونم لیسانس دوم یا به عبارتی سوم رو هم می گیرم. ولی من یک هرزه هستم.
من خیلی از روزهای تعطیلم رو به جمع کردن زباله های کوه و دشت گذرونده ام. ولی من یک هرزه هستم.
روز بعد از زلزله بم من توی نمایشگاه کامپیوتر داشتم از این غرفه به اون غرفه می رفتم برای جمع کردن کمک و همراهی شرکت ها. ولی من یه هرزه هستم.
الان بزرگترین نگرانی زندگی من میراث فرهنگی ایرانمه که داره به سرعت از بین می ره. نه فقط بلاغی و پاسارگاد، همه اش. ولی من یک هرزه هستم.
من بدون کتاب و خوندن و یادگرفتن زندگیم نمی گذره. ولی من هرزه هستم.
من تا الان به هفت هشت نفر آنچنان منشی گری یاد داده ام که اگه خودشون اهل کار کردن باشن تا آخر عمرشون می تونن بهترین جاها کار کنن و زندگیشون رو بچرخونن. ولی من یک هرزه هستم.
توی این مملکتی که همه غر بیکاری می زنن من همیشه اینقدر پشنهاد کار دارم که تمام مدت باید در حال نه گفتن به این و اون باشم. از مدیریت داخلی فلان شرکت تا همکاری در پروژه های عجیب و غریبی که توی دکون هیچ عطاری پیدا نمی شه. ولی من یک هرزه هستم.
من اگه آدم مناسب و زمانش رو داشتم الان یه پخش کتاب می زدم که یک ساله همه بازار کتاب رو زیر و رو کنه، مدتهاست که درگیر این فکرم و دنبال آدمش می گردم که هنوز گیر نیاوردم. ولی من یک هرزه هستم.
من اگه قرار باشه سفر داخلی برم، حتما قبل از سفر کتاب راهنمای سفر استان مقصدم رو می خرم، و اگه سفر خارجی باشه از روی اینترنت زیر و بم شهر مقصد رو درمیارم و وقتی می رسم اونجا آدرس همه موزه ها و سایت های تاریخی و باستانی شهر توی کیفمه. توی استانبول موزه هایی رفتم که تور لیدر ساکن اون شهر اسمشون رو هم نشنیده بود. بعضی روزها نه رسیدم ناهار بخورم نه شام. با همون صبحانه و آب میوه وسط روزم راه رفتم و موزه دیدم و عکاسی کردم. ولی من یک هرزه هستم.
من از هفت سالگی پیشاهنگ بار اومدم. یاد گرفته ام خودم چادر بزنم، صبج زود بلند شم و روزم رو با دو و ورزش شروع کنم، غذام رو درست کنم، ظرفم رو بشورم، چیزی یاد بگیرم، گره پیشاهنگی یا سرود ای ایران. ولی من یک هرزه ام.
به هر حال اینکه تعریف و برداشت جناب خاتمی از من و ما چی باشه اهمیتی برام نداره. اگه این ها هرزگیه، پس بگذارین من با ادبیات خودتون جوابتون رو بدم. من افتخار می کنم که یک هرزه ام، من از خدا می خوام که روز به روز هرزه تر بشم، و امیدوارم روزی برسه که هرزه ترین زن دنیا باشم! من بهشتی رو که به لباس و ظاهرم بدن نمی خوام.
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386
اینم وزیر ارشاد ما مثل اینکه چشماش خیلی پر کار
پيك ايران
سخنان خواندنی وزير ارشاد : خانمهائی هستند مثل مانکن در شهر ميچرند و بابت آن پول ميگيرند // سه سال پيش مردم دغدغه نان و آب داشتند و هر 14روز يك فتنه در دانشگاه برپا بود و مجمع و ميتينگ و هياهو به وجود ميآمد اما اکنون دچار آن هيجانات نيستيم
اعتماد ملي: وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي از وجود محلههايي خبر داد كه به گفته وي <خانمهايي با لباسهاي مناسب وارد آن محلهها ميشوند اما خودشان را به صورت يك مانكن درآورده و ساعاتي در شهر ميچرخند و پس از آن به محل برگشته و پول خود را ميگيرند.> حسين صفارهرندي طي سخناني در جمع كاركنان بيمارستان بقيها...العظم با بيان اينكه برخي براي اشاعهمنكر در جامعه برنامههاي از پيش تعيينشده دارند، گفت: دوستان ما در نيروي انتظامي بنا ندارند كه با عامه مردم برخورد كنند، بلكه با يك بخش ويژه مردان و زناني كه با برنامه از پيش تعيينشده براي اشاعهمنكر در جامعه حضور پيدا ميكنند برخورد خواهند داشت.
ما به دنبال از بين بردن چنين سازمانهايي هستيم. بنابراين بايد با اينگونه افراد برخورد جدي صورت گيرد و مشخص شود كه آيا اين افراد واقعا مريض هستند يا نه زيرا وجود آنها در جامعه باعث آلوده شدن نوجوانان خواهد شد.
به گزارش ايسنا، وي با اشاره به ايجاد محيط امن اجتماعي از سوي نيروي انتظامي گفت: كار نيروي انتظامي در چارچوب و يك كار سنجيده و حساب شده است كه از دو سال پيش انجام ميشد. در واقع قبل از اينكه ما در وزارت ارشاد مسووليت خود را آغاز كنيم اين طرح در كميته شوراي امور فرهنگي طراحي شد و چهار جلسه آن نيز قبل از آمدن ما برگزار شده بود. در آن كميته دستورالعملي فراهم آمد كه وظيفه هر دستگاه براي ايجاد محيط امن اجتماعي مشخص شد و تكاليف هر دستگاه در چندين بند به صورت آييننامه درآمد كه كوچكترين آن مبارزه با تظاهر و بدحجابي است.
صفارهرندي در بخش ديگري از اظهارت خود مهمترين دستاورد دولت نهم را ايجاد احساس عزت در مردم خوانده و با بيان اينكه جوانان ما در سالهاي گذشته از احساس تحقير در محيط بينالمللي آزار ميديدند،اظهار داشت: وقتي در سالهاي گذشته با اين جوانان روبهرو ميشدم عنوان ميكردند كه چرا كشور ما از كشورهاي اطرافمان عقب افتاده و ديگر كشورها در حال پيشرفت بيشتري هستند كه البته اين نگراني آنها بحق بود. در دو سال اخير اين احساس تحقير بسيار كم شده و نشاط خاصي در بين جوانان ايجاد شده است. البته اين موقعيتها براي دولتهاي گذشته نيز وجود داشته و آنها نيز ميتوانستند استفاده كنند كه استفاده نكردند. صفارهرندي ادامه داد: در دو سال پيش وقتي خبر ميآمد كه قرار است يك قطعنامه عليه ايران منتشر شود بازارها دچار اضطراب ميشد و مردم اظهار نگراني ميكردند در حالي كه اكنون حتي قطعنامه صادر ميشود مردم اضطرابي ندارند و ميخندند و در شرايط كشور تغييري ايجاد نميشود.
وي گفت: وقتي به كشورهاي مصر و اندونزي و تونس سفر ميكنيم و اسم ايران، احمدينژاد و انقلاب اسلامي ميآيد، آنها به گونهاي رفتار ميكنند كه متوجه ميشويم انقلاب ما به اين كشورها صادر شده است و حتي برخي روساي كشورها به رئيسجمهور ما پيشنهاد ميكنند كه در كشورشان زمينه تعليم عقيدتي انقلابي فراهم شود، حتي آمريكاي لاتين گفته بود كه ايران ايدئولوگهاي خود را به آن كشور بفرستد تا انديشههاي انقلاب در آن كشور تبيين شود و ما بتوانيم انقلابمان را به آن كشورها صادر كنيم. اين بركات همه ريشه در كلام حق امام دارد كه از ابتداي انقلاب فرمودند اين انقلاب الهي است و در امتداد نهضت انبياست و خداوند هم حافظ و پشتيبان آن خواهد بود.وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مقايسهشرايط كنوني كشور نسبت به دو دهه گذشته گفت: هيچ زماني از اول انقلاب تاكنون كشور حالت يكدستي امروز را نداشته است، حتي در دوره شهيد رجايي كه بهترين دوره به لحاظ حضور نيروهاي انقلاب در مديريت كشور تلقي ميشود اما بسيار كوتاه بود، اين تجربه را نداشتهايم.
در دوره مهندس موسوي نيز بركات و خيراتي كه وجود داشت و دوران تثبيت انقلاب بود با اين وجود جريان مناقشه بين خطوط اول و دوم انقلاب و همچنين چپ و راست را داشتيم و اين اختلافات اثر خود را روي محيط سياسي كشور ميگذاشت بهخصوص كه بحران جنگ را هم ما در كنار اين وضعيت داشتيم و شرايط اقتصادي كشور خوب نبود. وي افزود: اگرچه ما در همين دولت نيز اختلافنظرهايي ميان دستگاهها داريم اما در نهايت امر اينگونه نيست كه همراهي در كارها وجود نداشته باشد. بنابراين همه بايد قدر اين دوران را بدانيم. ما فراموش نكردهايم كه سه سال پيش در كنار ناملايمات و مشكلات روزمرهاي كه مردم در مورد نان و آبشان داشتند دغدغه نزاع بين دستگاهها و گروههاي سياسي را نيز بايد تحمل ميكردند و هر 14روز يك فتنه در دانشگاه برپا بود و مجمع و ميتينگ و هياهو به وجود ميآمد و فضاي عامه مطبوعات و رسانهها نيز آزاردهنده بود اما اكنون احساس ميشود كه دچار آن هيجانات نيستيم.صفارهرندي در مورد وضعيت مسكن در يك ماه اخير نيز گفت: موضوع مسكن از مصيبتهاي جامعه جوانان در سالهاي اخير بوده و دولت نهم نيز از بدو حضورش آن را دنبال كرده است.
عدهاي با ايجاد اتفاق اخير در حوزه مسكن - كه خدا از سر عاملان آن نگذرد و در همين دنيا عقوبت كارهاي خود را پس بدهند - منجر شدند كه هزينه مسكن يك سير صعودي بسيار بالايي پيدا كند و البته يك بانك خصوصي در همان ايام نزديك به 1100 ميليارد تومان سپردههاي مردم را در بازار مسكن هزينه كرد و موجب اين گراني شد. البته دولت برنامههايي براي برخورد با اينگونه گرانيها دارد و در دولت لايحه بزرگ جامع مسكن اخيرا به تصويب رسيد و بهزودي اجرايي خواهد شد و در اكثر شهرها قيمت زمين به صفر رسيده است، يعني زمينهاي دولت به صورت مجاني و يا اجارهاي در اختيار افراد قرار ميگيرد و قرار است تا ظرف سه سال آينده با محاسباتي كه كارشناسان انجام دادهاند، اتفاقات خوبي در اين زمينه رخ دهد و خبرهاي خوش آن به اطلاع مردم برسد.
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
یک دوست
http://www.soroodghoghnoos.blogfa.com
ttp://www.pargas1.blogfa.com
http://www.golzendegy.blogfa.com/
http://faryadehaghtalabi2.blogfa.com/
http://www.citygirl.blogfa.com
http://sedaye-iranian.blogfa.com/
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
زنان ایران من
http://www.pargas1.blogfa.com/
از پيرامون صداهاي خوشايندي به گوش نمي رسه و اين شوخي تلخ تاريخ با ما كه در اين گوشه ازكره ي خاك زيست مي كنيم و بي آنكه بخواهيم تحت انقياد ارتجاع درآمديم...
امان از درد بودن .. انسان بودن .. درد زن بودن ... زن بودن .. زن بودن ... هزار ویک جور بدبختی واسه شهریه ای که هر سه ماه یه بار تمام زندگیت رو مثل شب تیره و تار می کرد... تمام اینا رو گفتم که بگم ما از بچگی از هر طرف که رفتیم بی اونکه بخواهیم برچسب سیاسی بهمون خورده اونقدر که حتی نفس کشیدنمون هم رنگ و بوی سیاسی داره ... آگاهی از حقوق زنان سیاسی بودنه ... کار اجتماعی کردن سیاسیه .. کار کودک کردن سیاسیه... صلح سیاسیه .. حقوق بشر سیاسیه... سیاسیه... درد اجتماع داشتن سیاسیه... نوشتن از هر نوع سیاسیه ...دیگه ادامه نمی دم! مي ترسم! چون خيلي سياسيه!
پی نوشت:باز هم عذر خواهی از خانوم ایدا.شکر خدا زن نشدیم
هرچند که اعتقاد دارم به خاطر خود ادم هاست که حقو ازشون می گیرند
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
در مورد خودم و اهدافم و کمی گلایه
برخورد و اجبار با موضوع حجاب تنها نتیجه ای که داشت این بود:
که “بی حجابی” شد تلاشی برای رهایی!
و برهنگی هم شد آزادی!
و برهنه ها هم شدند آزاد مردان و آزاد زنان!
این مطلب را در یکی از پستام گذاشته بودم اما انگار کسی به این حرف توجهی نداشت شاید به خاطر طویل بودن مطالبم کسی راغب به خوندنشون نباشه شایدم فقط دوستانم سر فصل ها را میخوانند و از ادامه به سادگی می گذرند البته به همه دوستان حق میدهم چون مطالب سیاسی در وطن ما زیاد طرفدار و دلسوز ندارد ولی دوستان من شما را به کوروش کبیر و تاریخ و سرزمین پدریمان قسم میدهم نسبت به هم و مسائل اطراف کمی حساس تر باشید. من واقعا دیگر حسی برای مبارزه و اصلاح ندارم سردی مردم این اب و خاک کم کم در حال نفوظ در وجود من هم هست شاید اگر به همین وضع پیش برویم دیگر کسی به این اب و خاک عشقی نورزد و ایران نابود شود هم وطن این سرزمین مال ماست پس از مرزش دفاع و از ناموسش حمایت کنیم نمیدونم الان باید برایتان چه چیزی بنویسم کلمات در وجودم یخ بستند مد وارم گرمای وجود دوستان عزیز و همیشگی خودم یخ وجود من را ذوب کنند و دوباره بتوانم ایرانم را دور از تجاوز بی فرهنگی اعتیاد و بی کاری ببینم . دوستان من هم می توانستم مثل خیلی از هم وطن های عزیزم دنبال کار و زندگی خودم می بودم اما از خانواده ای هستم که همیشه به این سرزمین خدمت کردند و میکنند چه در دربار رضا شاه محمد رضا شاه و حتی در این جمهوری اسلامی و مجلس ان من هدفم اصلا سیاسی یا خراب کارانه نیست من تنها می خواهم ایران را همیشه اباد ببینم. من یک فرزند کوچک ۱۸ ساله از این سرزمین هستم که تازه چند سالیست که به دنیای بزرگ تر ها پا گذاشته پس بیایید دوستان هر چند که همه کوچک هستیم دست به دست هم بدهیم تا این سرزمین باز به امپراتوری ایران تبدیل شود.
امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشید در تمامی عرصه های زندگیتان
دوست کوچکتان: سوشیانت
{{این پست برای رفع اتهامات و تکذیب حرف بعضی از برادرانم نوشته شده}}
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386
بدون شرح.........
دوباره مي سازمت وطن
اگر چه با خشت جان خويش
ستون به سقف تو ميزنم
اگر چه با استخوان خويش
دوباره مي بويم از تو گل
به ميل نسل جوان تو
دوباره مي شويم از تو خون
به سيل اشک روان خويش
اگر چه صد ساله مرده ام
بگور خود خواهم ايستاد
که بردرم قلب اهرمن
به نعره آنچنان خويش
اگر چه پيرم ولی هنوز
مجال تعليم اگر بود
جوانی آغاز ميکنم
کنار نوباوگان خويش
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386
ویولن زن شرم الشیخ-ابراهيم
گزارشگران گفته اند در این دیدار که از دو ساعت قبل از آن کوندی داشت اشک می ریخت و انتظار دیدار منوچ را می کشید، کوندالیزا رایس هفت بار جلوی آینه رفت و یقه اش را مرتب کرد و هشت بار از مارگریت بکت پرسید: « به نظرت لباسم خوبه؟»
ادامه مطلب
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386
پدر انيميشن ايران از دانشگاه تهران اخراج شد
درباره نورالدين زرين کلک

سر يکي از کلاسهاي درس دانشکده هنر دانشگاه تهران، نورالدين زرين کلک، استاد مدعو دانشکده هنرهاي زيبا هنگام بررسي مجسمه فرشته بدون مويي که توسط يکي از دانشجويان دختر ساخته شده بود، به او گفت: "چرا اين فرشته مو ندارد؟" دانشجو، که سابقه درگيري با زرين کلک را از ترم گذشته داشت، گفت: "شايد نمي خواهد موهايش را ببينند." زرين کلک به طرف اين دختر دانشجو رفت، کمي از موهاي او را از زير چادرش بيرون کشيد و گفت: "فکر مي کردم تو کچلي، ولي نه، تو مو داري." به دنبال اين موضوع دختر چادري، هاجر سليمي نمين، که پدرش عباس سليمي نمين يکي از سران نيروهاي مذهبي تندرو محسوب مي شود، و خودش شاگرد اول امسال است، از دست استاد ناراحت شد. ترم قبل نيز استاد زرين کلک به او گفته بود: "سر کلاس من نيا" و وقتي او درس را گرفته بود، به او گفته بود: "کارهاي تو را براي امتحان تحويل نخواهم گرفت." متعاقب برخورد اخير استاد گرافيک با دانشجوي خود، نيروهاي بسيج دانشجويي که اين روزها آماده اند تا مانند رييس جمورشان محمود احمدي نژاد، يک انقلاب فرهنگي ديگر را در دانشگاهها راه بيندازند، دانشگاه را به هم ريختند. زاهدي وزير علوم، تحقيقات و فنآوري گفت: "استاد توهين کننده به حجاب اسلامي در دانشگاه تهران اخراج شده و حق هيچ گونه تدريسي ندارد." به همين دليل زرين کلک، پدر انيميشن ايران، رسما اخراج شد و همزمان، ديروز مراسم بزرگداشتي نيز براي وي برگزار شد.
بقیه در ادامه مطلب ........
ادامه مطلب
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386
دوران سخت روزنامه نگاري در ايران
بزرگداشت روز جهاني آزادي مطبوعات در انجمن صنفي

به مناسبت سوم ماه مه، روز جهاني آزادي مطبوعات به همت انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران، از پنج روزنامه نگار برتر سال 85 تجليل شد: فيروز گوران، احمد رضا دريايي، شهلا شركت، عبدالعلي رضايي و عباس عبدي.
مجري اين مراسم که در سالن اجتماعات انجمن صنفي روزنامه نگاران برگزار شد، عليرضا رجايي، عضو شوراي مركزي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران بود.
در اين جلسه پس از قرائت آياتي از قران توسط هادي حيدري، عليرضا رجايي، ضمن سخناني با تاکيد بر لزوم پاسداري از اين روز و ضمن ارج نهادن به كار روزنامه نگاري، اين كار را پرخطر دانست و گفت: "بسياري همچون زهرا كاظمي در همين راه جان خود را از دست داده اند".
بقیه در ادامه مطلب.........
ادامه مطلب
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386
احتمال بازداشت های ديگر در تيم سابق هسته اي
ادعاي سايت هاي نزديک به احمدي نژاد:
دادستان تهران اعلام کرد حسين موسويان ديپلمات و مداکره کننده هسته اي جمهوري اسلامي در اختيار وزارت اطلاعات قرار دارد. در همين حال چند سايت نزديک به دولت با انتشار اظهارات محمود احمدي نژاد در يک جلسه خصوصي، اعضاي تيم سابق مذاکره کننده حکومت ايران در پرونده هسته اي را به خيانت متهم کردند. اين سايت ها از احتمال بازداشت برخي از ديگر اعضاي تيم هسته اي در زمان رياست حسن روحاني بر شوراي عالي امنيت ملي خبر دادند.
ادامه مطلب
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386
اين بار نوبت پزشکان جوان است
بعد از دانشجويان، کارگران و زنان ومعلمان
در پي ناکامي دولت در حل مشکل دانشجويان، کارگران، معلمان و زنان که استفاده از نيروهاي امنيتي را در دستور کار قرار داد و از هر گروه عده اي در زندان و يا در راهروهاي دادسرا سرگردانند، پزشکان جوان هم با اجتماع در مقابل نظام پزشکي فرياد از بيدادي سر دادند که بر آنان مي رود.
بنا به گزارش خبرگزاري ها از تهران در پي افزايش نيافتن حقوق پزشکان شاغل در بخش دولتي، تعدادي از اين پزشکان روز پنج شنبه مقابل سازمان نظام پزشکي کشور تجمع کردند.
بقیه در ادامه مطلب.....
ادامه مطلب
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386
مرحله دوم پروژه امنيتي کليد
تداوم ناآرامي ها در دانشگاه امير کبير

ناآرامي در دانشگاه امير کبير و اعتراضات دانشجويان وارد مرحله جديدي شده است. عليرغم اينکه قوه قضائيه رسما اعلام کرد که دانشجويان در انتشار مطالب موهن نسبت به مقدسات نقش نداشتند، مسئولين دانشگاه، وزارت علوم و همچنين مقامات امنيتي فشار بر دانشجويان را افزايش داده اند.
از صبح ديروز انتظامات دانشگاه اميرکبير به دستور حراست از ورود 3 دانشجوي اين دانشگاه به داخل دانشگاه جلوگيري کرد: ابراهيم رحماني، نايب دبير شوراي صنفي دانشگاه، آرمان صداقتي، عضو هيئت رئيسه شوراي صنفي دانشگاه و مجيد توکلي، نايب دبير سياسي انجمن اسلامي.هفته گذشته علي عزيزي، نايب دبير دفتر تحکيم وحدت، احسان منصوري، دبير سياسي انجمن اسلامي و هادي باقري، عضو انجمن پلي تکنيک، به دستور دکتر رهايي، رياست دانشگاه، ممنوع الورود شدند.
همچنين ماموران امنيتي روز پنجشنبه مجيد شيخ پور و احمد قصابان دو نفر از مديران مسئول نشريات دانشجويي را بازداشت کردند. آنها مجيد شيخ پور را پس ازيک بازجويي سه ساعته و دادن اخطار مبني بر اينکه اين پروژه را امنيتي معرفي نکند، آزاد کردند؛ اما احمد قصابان که روز پنج شنبه قصد داشت متن شکايت خود را به قوه قضاييه تحويل دهد، همچنان در بازداشت به سر مي برد. دو هفته پيشتر نيز بابک زمانيان عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه امير کبير بازداشت شده بود. تصوير بابک زمانيان در حالي که در جريان مراسم سخنراني احمدي نژاد فرياد مي زند در سايت هاي اينترنتي پخش شده است.
اقدامات فراقانوني در برخورد با دانشجويان موجب شد تا روز گذشته شوراي صنفي دانشکده معدن اميرکبيرکلاس هاي درس را تعطيل کند. همچنين در طي دو شب گذشته دانشجويان تجمعاتي در برابر تعدادي از خوابگاههاي اين دانشگاه برگزار کردند.
اين برخوردها در حالي صورت مي گيرد که در ادامه سخنان سخنگوي قوه قضاييه، دادستان استان تهران نيز روز گذشته در جمع خبرنگاران، بدون اينکه هيچ دانشجويي را مقصر بداند، گفت: "در خصوص دانشگاه اميركبير و سر و صداهايي كه اخيرا در اين دانشگاه در پي انتشار مطالب موهن به وجود آمده، پرونده در حال انجام تحقيقات مقدماتي است كه ظرف امروز و فردا تحقيقات تكميل شده و نتايج اعلام ميشود."
از سوي ديگر، سايت خبري رجانيوز، که از احمدي نژاد هواداري مي کند، بدون اشاره به اظهارات سخنگوي قوه قضائيه در ارتباط با عدم دستگيري دانشجويان در مورد توهين به مقدسات، در خبري در بخش "شنيده ها" مدعي شد که دو نفر از مديران مسول نشريات دانشجويي عامل جعل اين نشريات هستند.
رجا نيوز که از زمان آغاز ماجرا مطالب زيادي عليه دانشجويان نوشته، در خبر خود آورده است: "مديران مسئول نشريات دانشجويي سحر و ريوار عامل اصلي توهين به مقدسات در دانشگاه اميركبير بوده اند. اين دو نفر از لوگوي دو نشريه ديگر سوء استفاده كرده اند.. احمد ق. مديرمسئول سحر پنج شنبه شب بازداشت شده است."
در اقدامي مشابه، روزنامه کيهان نيز به مقصر جلوه دادن دانشجويان پرداخته و خبر از اعترافات بابک زمانيان دانشجوي بازداشت شده دانشگاه امير کبير داده است. اين روزنامه مدعي شده زمانيان به سازمان هاي آمريکائي وابسته است.
در اين شرايط است که اعضاي اتحاديه انجمن اسلامي دانشجويان مستقل، که در بر گيرنده دانشجويان بسيجي و تشکيلات وابسته به دولت است، از صبح امروز درمقابل دانشگاه اميركبير تحصن ميكنند.دانشجويان دانشگاه پلي تکنيک تهران معتقدند دولت احمدي نژاد در تلاش است با کارشکني در برابر فعاليتهاي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان، هر نوع حرکت انتقادي دانشجويان را سرکوب کند. در همين زمينه علي عزيزي که خود از ورود به دانشگاه منع شده، به روز گفت: "مرحله اول پروژه نهادهاي امنيتي با شکست مواجه شده و آنها مرحله جديدي را شروع کرده اند تا انتخابات انجمن در چند روز آينده برگزار نشود."
نقش بسيج
بسيج دانشجويي دانشگاه امير کبير که در روزهاي گذشته نقش اصلي در مقصر جلوه دادن دانشجويان راايفا کردو تجمعاتي نيز بر عليه دانشجويان سازمان داد، در حال حاضربا اتهام دست داشتن در جعل لوگوي نشريات دانشجويي مواجه است. دانشجويان معتقدند اعضاي بسيج دانشجويي دانشگاه امير کبير که ارتباط نزديکي با دولت و دفتر رياست جمهوري دارند، در توطئه جديد بر عليه دانشجويان هم نقش فعالي بر عهده دارند.
از سوي ديگر به گزارش خبرنامه امير کبير، روز گذشته، در حالي که دانشجويان از جلوي مرکز کپي اسماء در نزديکي دانشگاه عبور مي کردند متوجه شدند فرد مشکوکي مشغول چاپ نشريات سحر و باران و ديگر نشريات در اين مرکز کپي است. بر اساس گفته اين دانشجويان فرد مورد نظر پس از پس از حضور در دانشگاه سريعا به ساختمان بسيج رفته است. بر پايه اين گزارش، عکس اين دانشجو هنگام خروج از کپي اسماء گرفته شده و به زودي منتشر خواهد شد.
در همين حال، روز گذشته بسيج دانشجويي دانشگاه علامه تجمعي در ساختمان مرکزي اين دانشگاه واقع در دهکده المپيک ترتيب داد که سخنران آن حجت الاسلام صدرالدين شريعتي رئيس اين دانشگاه بود. اوطي سخناني، مسبب همه مشکلات کشور را ليبرالها و ملي گراها دانست و گفت: " قول مي دهم دانشگاه را براي مخالفين نا امن کنم." در اين تجمع پلاکاردهايي با مضمون تقاضا براي انقلاب فرهنگي در دست اعضاي بسيج ديده مي شد.
کارشکني هاي دانشگاه
پيش از اين قرار بود انتخابات انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير روزهاي دوشنبه و سهشنبه اين هفته برگزار شود اما رحيمي، معاون و مسئول دفتر رييس دانشگاه اميركبير در جلسه اي با انتظامات اين دانشگاه، بر برخورد با انتخابات و جلوگيري از برگزاري انتخابات تاكيد كرد. دانشجويان در اعتراض به اقدام رحيمي، روز گذشته در برابر دانشكده معارف دانشگاه اميركبير تجمع كردند و خواستار پاسخگويي وي در اين زمينه شدند.
مجيد توكلي، عضو انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه اميركبير در اين تجمع اعتراضآميز گفت: "چرا بايد جنبش دانشجويي به عنوان منتقدترين گروه وضع موجود، زير فشار مديريت دانشگاه قرار بگيرد. اين مديريت اختياري ندارد و از بيرون دانشگاه دستور ميگيرد تا دانشجويان كتك بخورند و به دانشگاه ممنوعالورود شوند."
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386
انشعاب اصول گرايان در مجلس
افروغ: سکوت نمي کنيم
تنها چندي پس ازآنکه محمد رضا باهنر اعلام کرد که دو سوم نمايندگان نزديک به محافظه کاران فعلي، دردوره بعدي انتخابات مجلس شوراي اسلامي راي نخواهند آورد، جمعي ازاصول گرايان مجلس با اعلام انشعاب ازفراکسيون اکثريت، ازشکاف عميق در ارودگاه محافظه کار پرده برداشتند. اين شکاف طي ماه هاي گذشته و پس ازآنکه فشارهاي تندروها براي پس گرفتن امضاي نمايندگان درمواردي همچون سوال ازرييس جمهوري و يا استيضاح وزرا بيشترازپيش نمايان شد، عميق ترشد. عمادافروغ که از بنيان گذاران فراکسيون جديد به شمار مي رود گفت وي و همفکرانش "براي حفظ قدرت، توجيه، سکوت و تطهيرنخواهند کرد."
"اصول گرايان خلاق" که نام اين فراکسيون است، طي ماه هاي گذشته درخصوص نحوه اداره مجلس وبرخورد با سياست هاي دولت، اختلافاتي جدي را با شوراي مرکزي اصول گرايان وازپيش ازهمه با محمد رضا باهنرتجربه کرده است. محمد رضاباهنر که به مثابه فيلتري درمسير انتقاد از دولت به شمار مي رود، چندي قبل وقتي اعلام کرد که بسياري ازنمايندگان فعلي اصول گرا درمجلس راي نخواهند آورد و ازحمايت اصول گرايان برخوردارنخواهند بود، واکنش زيادي را برانگيخت.
عماد افروغ، رييس کميسيون فرهنگي مجلس که پيش ازاين ازشکل گيري چنين فراکسيوني سخن گفته بود، درتازه ترين اظهارنظر درخصوص اين فراکسيون گفته است: "هسته مركزي اين فراكسيون در مجلس شوراي اسلامي شكل گرفته و فعلا گامهاي اوليه برداشته شده است. اين فراكسيون فعلا در مجلس شكل ميگيرد، اما اين به معناي آن نيست كه اين هسته با محافل و حلقههاي بيروني متصل نشود." افروغ ازارائه تعداد افرادي که دراين فراکسيون شرکت کرده اند، خودداري کرده وتاکيد کرده است که براي آنها کيفيت ازکميت مهم ترخواهد بود.
بااين وجود شنيده ها حاکي ازآن است که دكتر سبحاني، دكتر افروغ، دكتر خوش چهره، مدني و ابوطالب از چهره هاي شناخته شده اين فراکسيون جديد هستند. اولين خبرها درخصوص فراکسيون جديد، با افزايش انتقادات نمايندگان مجلس دربهمن نسبت به گراني هاي به وجود آمده شکل گرفت؛ زماني که نمايندگان خود را براي امضاي ليستي که رييس جمهوري را براي حضور درمجلس مجلس به منظور پاسخگويي به وضعيت موجود وادارکنند، آماده مي کردند.
سعيد ابوطالب که هم اينکه افروغ را درشکل گيري وايجاد اين فراکسيون ازنزديک همراهي مي کند، اوائل بهمن ماه سال گذشته، گفت که اعضاي اين فراکسيون حتي جلساتي را نيز برگزار کرده اند، اگرچه هنوز نمي خواهند اعلام موجوديت کنند. طي ماه هاي گذشته، شکاف بين برخي نمايندگان اصول گرا که پاسخگويي بيشتري را ازدولت مي خواهند وبرخي نمايندگان مانند باهنر، که دست به سينه دولت هستند وبه دليل ارتباطات سياسي، عملا انتقاد ازسياست هاي دولت را عملا ازدستورکارخودخارج کرده اند، افزايش بيشتري يافته است. اين موضوع پس ازآنکه برخي ازنمايندگان منتقد، ازجمله افروغ، خواستار پاسخگويي معاون رييس جمهوري، رحيم مشاعي وحتي عزل وي ازسمت خود شدند، بحراني ترشد. رييس جمهوري هيچگاه به انتقاداتي که به معاون وي مي شد پاسخ نداد و اصول گرايان تندرو نيزعملا مقابل اصول گرايان منتقد صف آرايي کردند.
ماجراي سوال ازرييس جمهوري نيز، ازجمله موضوعات ديگري است که عملا محافظه کاران تندرورا نسبت به برخي منتقدين سياست هاي دولت خشمگين کرده است وعملا احتمال وفاق ونزديکي آنان راکاهش داده است. به اين ترتيب است که جدا شدن بخشي ازاصول گراياني که نمي توانند زيرسايه باهنر ودوستانش، فعاليت هاي مستقلي را انجام بدهند، طي ماه هاي گذشته به عنوان موضوعي ناگزير دربين جريان محافظه کارمجلس مورد توجه قرارگرفته بود.
ابوطالب بهمن ماه گفت که "فراكسيون جديد ميتواند به عنوان يك فراكسيون شأن مجلس را حفظ كند و پاسخگوي مطالبات مردم باشد و هم با ايجاد انسجام دروني مجلس، به بررسي طرحها و لوايح كمك شاياني كند." فراکسيون جديد سه کميته سياست خارجي، فرهنگي واقتصادي خواهد داشت. سه موضوعي که به نظرمي رسد پاشنه آشيل دولت محمود احمدي نژاد را تشکيل مي دهد.
پيش ازاين اعلام شده بود که 30 نفر به عنوان اعضاي هيات موسس اين فراکسيون مشخص شده اند. با اين وجود به دليل حساسيت هايي که چنين انشعابي مي توانست ايجادکند، ازاعلام نام اين افراد تا پيش ازنهايي شدن کارو اعلام موجوديت خودداري شده است. اين بزرگترين ريزش اصول گرايان درمجلس به شمار مي رود. ابوطالب تاکيد کرده است که اين جريان درداخل جريان اصول گرايي حرکت مي کند وانتظار مي رود برخي ازاعضاي آن عضو شوراي مرکزي فراکسيون اصول گرا باشند.
محمد رضا باهنر، چندي پيش انشعاب کنندگان را متهم کرد که ازابتدا دلشان با فراکسيون اصول گرايان نبوده است: "برخي آقايان كه از تشكيل فراكسيون جديد صحبت ميكنند، از قبل نيز دلشان با فراكسيون اصولگرايان نبود... ما نيز استقبال ميكنيم كه برخي آقايان بتوانند فراكسيوني تشكيل دهند، فعال باشند و از باقيماندهي عمر مجلس براي خدمت به مردم استفاده بهتري كنند....بايد ديد آنها چند نفر را ميتوانند جمع كنند و چه فعاليتهايي ميتوانند داشته باشند."
عماد افروغ، نماينده اي که درميان اصول گرايان نفراول انتقاد ازسياست هاي ناکام محمود احمدي نژاد به شمارمي رود، درخصوص اعلام موجوديت اين فراکسيون درروزهاي آينده به ايسنا گفته است: "اگر انشعاب اصولي و مبنايي باشد، هم به توسعه سياسي كمك ميكند، هم ما را از يك خودكشي و انتحار سياسي بازميدارد." افروغ درخصوص منتقد بودن اين جمع گفته است: " اين نقد به گونهاي است كه ميبينيم جريان اصولگرايي خلاق و انتقادي حتي به همسوهاي خود نيز رحم نميكند يعني اينطور نيست كه براي حفظ قدرت، به هر وسيله و حربهاي ولو با توجيه، سكوت و تطهير چنگ بزند؛ چراكه براي آنها اصول و معيارهاي اصولگرايانه مقدس است و براي تحقق اين معيارها با كسي عقد اخوت نبستهاند."
افروغ با تقسيم بندي جريان اصول گرايان به نوع "خام" و "پخته" آن، طرفداران باهنر وجريان اکثريت را به عنوان "اصولگرايي خام و اوليه كه پختگي، بلوغ و نبوغ لازم را ندارد" مورد اشاره قرارداده است: "با توجه به غلبه كمي و عددياي كه اصولگرايي خام پيدا كرده، ظاهرا وضعيت انشعاب برعكس شده و اين اصولگرايي ناب و حقيقي يا اصولگرايي خلاق و انتقادي و مستقل است كه بايد خود را از اين جرياني كه ناخواسته به او تحميل كردهاند، جدا كند و حيات مستقل خود را در راستاي تحولاتي كه در سالهاي اخير ايجاد شده، اعلام كند."
وي در ادامه گفتوگو با ايسنا با بيان اينكه بايد از چنين انشعابي به دليل سازگاري آن با توسعه سياسي و با ماهيت اين جريان اصولگرايي و اجتناب از خودكشيهاي دسته جمعي استقبال كرد، اظهار داشت: "اگر جريان بازمانده از گذشته مقاومتهايي ميكند و موضعگيريهايي انجام ميدهد كه بعضا اين موضعگيريها برداشت ما را تقويت ميكند، تا حدي طبيعي است اما بايد توجه كرد كه اين مقاومتها برخاسته از چه مواضع اقتصادي، سياسي و فرهنگياي است و اين مواضع را تدوين كرده و به گونهاي مواضع اصولگرايي خلاق و انتقادي را از مواضع آن جريان اصولگرايي خام كه ممكن است در برخي موراد اشتراكاتي داشته باشند، جدا كرد."
اظهارات محمدرضا باهنرنايب رييس مجلس شوراي اسلامي طي ماه هاي گذشته مبني براينکه دوسوم نمايندگان راي نمي آورند، نقطه اوج، اختلافات ميان گروهي اصول گرايان به شمار مي رفت. باهنر گفت که "تجربهي انتخابات هفت دورهي مجلس به صورت متوسط بيانگر اين موضوع است كه در هر دوره حدود دوسوم نمايندگان مجلس براي دورهي بعد راي نميآورند." او تصريح کرده بود که اين امر به اين معنا نيست كه حاكميت جناح مجلس نيز تغيير كند، افراد تغيير ميكنند ولي ممكن است حاكميت يك جناح يا حزب در مجلس تغيير نكند؛ زيرا اين امر دلايل گوناگوني دارد. باهنر نيزبه نوبه خود برخي نمايندگان را متهم کرده بود که 80-70 درصد زمان خود را به کارهايي که جزو وظايف نمايندگي آنها نيست مي گذرانند. اوسپس حرف آخرريش سفيدان اصول گرا رااينچنين زد: "ما در دورهي آينده نميتوانيم از همه دوستان حمايت كنيم؛ چرا كه ممكن است در حوزههاي انتخابيه افرادي باشند كه مانند آنها اصلح باشند ولي مقبوليت بيشتري داشته باشند، از همين بابت است كه ميگويم انتخاب كانديداها براي مجلس آينده كار سختي است و گلايههايي را نيز ممكن است به همراه داشته باشد."
طي ماه هاي گذشته، فراکسيون اکثريت مجلس، ريزش جدي را درافراد شرکت کننده درجلسات خود تجربه کرده است به نوعي که به گزارش منابع خبري، دربرخي ازجلسات آن بيشتر از60 نفر شرکت نمي کنند.
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386
مهار ايران در شرم الشيخ؟
در واقع در طول اين "همايش همسايگان" که به ابتکار دولت عراق و در شهر شرم الشيخ مصر تشکيل مي شود، ممکن است خانم رايس با آقاي متکي گفتگوهاي دوجانبه نيز داشته باشد. خانم رايس در گفتگو با جرج استفانوپوليس از اي.بي.سي گفت: "من اين احتمال را رد نميکنم، زيرا اين ملاقات در باره آمريکا و ايران نيست؛ بلکه ملاقاتي است در باره عراق و همسايگان عراق و طرفين ذينفع براي کمک به تثبيت اوضاع در عراق."
البته اين بدان معني نيست که همايش شرم الشيخ مقدمه اي براي گرم شدن روابط آمريکا و ايران است. به نظر خانم رايس اين يک انعطاف تاکتيکي است، زيرا او هنوز بر اين نظر دولت بوش پابرجاست که ايران سرچشمه تمامي خشونت ها و هرج و مرج در عراق، لبنان و مناطق فلسطيني است. به گفته او رويارويي شرم الشيخ بيشتر يک مناظره است تا تبادل نظر، که در آن آمريکا بشدت ايران را براي عبور اسلحه و جنگجو به عراق، و حرکات شبه نظاميان مورد بازخواست قرار خواهد داد. ايران نيز خم به ابرو نخواهد آورد و حاضر به قبول سخنان رهبران آمريکا نخواهد شد.
اگرچه دعواي دو طرف هنوز باقي است، اما مقامات آمريکائي معتقدند اين روياروئي فرصتي خواهد بود تا " از ايرانيان در سطح وزير قول بگيريم و آنها را متعهد سازيم که مشکلات خود رابا عراق حل کنند." واشنگتن بر اين باور است که اگر ايران تعهدات امنيتي به دولت عراق و ساير دولتهاي منطقه بسپارد، مجبور خواهد شد از فعاليتهاي پنهان دست بردارد و نقشي مثبت ايفا کند. اين اعقتاد بر اين پايه استوار نيست که عناصر تندرو رهبري ايران تغيير رويه دهند، بلکه در جست و جوي يک ديدگاه منطقي تر در تهران است. خانم رايس اخيرا گفت: "ما به دنبال عناصر ميانه رو در ايران نيستيم. به نظر ما چنين عناصري در اين رژيم وجود ندارند؛ اما ما به دنبال افرادي منطقي هستيم که احتمالا خواستار مسير تازه اي باشند."
ايرانيان نيز شکايت هاي خود را در شرم الشيخ مطرح و تاکيد خواهند کرد تا زماني که نيروهاي آمريکائي در آن کشور حضور داشته باشند بحران امنيتي عراق حل نخواهد شد. اما اگر خانم رايس گمان کند که عربهاي ميانه رو نيز نظرات او را تکرار خواهند کرد، ممکن است نااميد شود. ملک عبدالله که در آغاز امسال اشغال نظامي عراق توسط آمريکا را "غيرقانوني" خواند، تقاضاي نخست وزير عراق براي ملاقات پيش از کنفرانس شرم الشيخ را رد کرد. هوشيار زباري يکشنبه به سي. ان.ان گفت: "برنامه شاه عربستان با زمان اين ملاقات سازگاري نداشت."
تايم، 5 مه
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386
آزادی بیان به سبک ایرانی
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی: یه وقت گنده تر از دهنت حرف نزنی ها!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی: حالا صلاح نیست که حرف بزنی!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی: یه بزرگتری گفتند، یه کوچیکتری گفتند، صبر کن تا بزرگتر حرفش تموم بشه!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی: یه مردی گفتند، یه زنی گفتند، صبر کن تا آقاتون حرفش تموم بشه!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی: ببین چه جوری حرف بزن که به ضرر ما تموم نشه!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی: گوش کن یه جوری حرف بزن که به نفع ما هم باشه ها!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی: اصلا! تو بلد نیستی حرف بزنی ساکت باش!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی: ببین تو لازم نکرده حرف بزنی. به ما بگو چی می خوای ما به جات حرف می زنیم.
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی: به حرف ما گوش بده! تو به ما رأی بده دیگه کارت نباشه!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی: خب زندان رفتی که رفتی. الان همه چی عوض شده. اون دوره یه اشتباهاتی شد ولی ما جور دیگه ای هستیم. تو هم هی از اون دوران حرف نزن!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی: ببین روت زیاد نشه که هر چی دلت خواست بگی ها!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی: حالا ما یه چیزی گفتیم تو چرا باور کردی؟
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی: یه وقت به سرت نزنه از برابری حقوقی زن و مرد حرفی بزنی!
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی: چیه؟ دیوونه شدی؟ می خوای برامون دردسر درست کنی یا اینکه دلت آب خنک می خواد؟
آزادی بیان به سبک ایرانی یعنی: شما آزادید حرف بزنید ولی ما هم آزادیم تا خفه تان کنیم.
جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386
تذكر 14 نماينده به وزيركشور درخصوص نوع برخورد پليس با جوانان
به گزارش "نوانديش" نمايندگاني كه اين تذكر قرائت شده از سوي حدادعادل رييس مجلس را امضا كرده اند به شرح زير مي باشند:
شجاع پوريان (بهبهان) ، ابوطالب (تهران) ،قنبري (ايلام) ، محمدعليخاني (قزوين) ، نوروززاده (اسفراين) ، صديقي (بناب) ، مروتي (خلخال) ،آفريده (شيروان) ، گرامي مقدم(بجنورد) ،خاص احمدي (تربت جام) ، حسيني (گرگان) ، نصيري (گرمي) ، شهبازخاني (ملاير) و اميري (زرند).
جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386
اسلام فقط در زمان احمدی نژاد در خطر است!
چند وقتی است که طرح مبارزه با بد حجابی یا به عبارتی دیگر((طرح ارتقای امنیت اجتماعی)) ازسوی نیروی انتظامی در حال اجراست.این طرح که در شهر تهران مواجه می شود با تقدیرها و انتقادات فراوانی همراه بوده است.صرف نظر از هر گونه ملاحظات گروهی باید چند نکته را در این مورد متذکر شویم.
در هنگام انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم و به ویژه در دور دوم آن سیل گسترده ای از جوسازی ها و دروغ پراکنی ها علیه آقای احمدی نژاد به راه افتاد.دیگر نیازی به ذکر همه آن موارد و جوسازی ها نیست زیرا پیش از این در این باره سخن به میان آورده ایم اما یکی از همان دروغ هایی که بر علیه آقای احمدی نژاد پراکنده شد مبارزه شدید با بد حجابی بود.در واقع مخالفان آقای احمدی نژاد به نوعی غیر متعارف به جوسازی بر علیه وی پرداختند.کشیدن دیوار میان خیابان ها برای جداسازی آقایان و بانوان،جداسازی آسانسور ها،تفکیک ادارات به دو قسمت مردانه و زنانه و... تنها مواردی از همان دروغ ها بود تا جایی که محمد باقر نوبخت - نماینده آقای رفسنجانی - در مناظره تلویزیونی با محمد خوش چهره - نماینده احمدی نژاد - علنا آن دروغ ها بر ضد آقای احمدی نژاد اعلام کرد و گفت:(( مردم از اینکه قرار است پیاده روها را دیوار کشی کنید و قبرستانها را مردانه زنانه کنید می ترسند.))(۱)
بهرحال از همه آن موارد که بگذریم در دوران زمامداری آقای احمدی نژاد همه به نوعی به مدافع سرسخت اسلام تبدیل شدند.همان افراد در قضیه ورود زنان به ورزشگاه ها چنان جنجالی به راه انداختند که انگار احمدی نژاد به نوعی (نعوذبالله) خدا را انکار کرده بود.آنان با درج سخنان برخی مراجع تقلید که علیه این اقدام موضع گیری کرده بودند سعی در تخریب چهره دولت آقای احمدی نژاد داشتند.آیا مراجع تقلیدی که علیه این اقدام موضع گیری کرده بودند،چشمشان را بر حقایقی که در ۱۶ سال پیش از آن بر سر ایران و اسلام بسته بودند؟آیا این کار عدالت است؟آیا آنان با این کار یکی شرایط مرجع تقلید بودن که همان عادل بودن است را نقض نکرده بودند؟
پس ار قضیه ورود زنان به ورزشگاه ها،طرح مبارزه با ماهواره را شاهد بودیم و امروزه طرح مبارزه با بد حجابی.آیا همه این اقدامات- در این برهه زمانی - نوعی برنامه سازمان دهی شده نیست؟آیا هدف برخی از این کارها رعایت شئونات اسلامی است؟و آیا های دیگر.طرح مبارزه با بدحجابی که از سوی رسانه ها خارجی و برخی رسانه های داخلی به عنوان سندی بر فشار احمدی نژاد بر نسل جوان!! تلقی می شود آیا نمونه ای دیگر از جوسازی بر علیه احمدی نژاد نیست؟
امروزه این طرح بهانه ای شده است برای انتقاد به احمدی نژاد و کسب رای در انتخابات.تا جایی که برخی نمایندگان مجلس با تذکر به وزیر کشور خواستار جلوگیری از شیوه نامناسب برخورد پلیس با جوانان شدند.(۲)
باید توجه داشت که این طرح به ویژه طرح برخورد با بدحجابی بدون شک شکست خواهد خورد.زیرا نیروهای انتظامی توانایی گماشتن ضابطین خود را در تمام شهر ندارند و نمی توانند به کسانی که بدحجاب یا بی حجاب هستند تذکر بدهند.ولی می توان با گسترش فرهنگ غیرت در میان برخی از مردان به مبارزه اساسی با این پدیده شوم(بد حجابی) رفت.می توان با درج این روایت که مرد بی غیرت را در جهان آخرت به شدت عذاب می کنند مانع گسترش بدحجابی شد.مرد بی غیرت کسی است که خواهر،مادر،همسر و یا دخترش به طرز بدی از خانه خارج شود و یا این که مشهور به فساد باشند را بداند ولی کاری برای جلوگیری از آن انجام ندهد.و می توان در مورد خانم هایی که احیانا مرد با غیرتی در خانواده شان یافت نمی شود،به دیگران آموزش داد تا از توجه به آنان خودداری کنند که البته هر دو مورد سخت است
منبع:
جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386
ما که شديم هسته ای
ای بهار ای آسمون
عیده میرم به نیروگامون
داد میزنم ای ول ای ول ای ول
دارم میرم به نطنز
دارم میرم به نطنز
بمب من بهار میاد
آقازاده با اتم میاد
وامیشه هسته هامون
صدا میده هسته هامون
بعد اون قطعنامه ها
اتم به من گفت که بیا
اتم به من گفت که بیا
ای بهار ای آسمون
عیده میرم به نیروگامون
داد میزنم ای ول ای ول ای ول
دارم میرم به نطنز
دارم میرم به نطنز
به هوای جنگ میرم
وای که چه بیقرار میرم
واسه شهید دادن تنگه دلم تنگه دلم
واسه شهید شدن تنگه دلم تنگه دلم
ای بهار ای آسمون
عیده میرم به نیروگامون
داد میزنم ای ول ای ول ای ول
دارم میرم به نطنز
دارم میرم به نطنز
میدونم تو جنگیدن چقدر قشنگه منظره
دوباره زنده میشه برام هزار تا خاطره
من و بوش مست بهار دست به دست تو جبهه ها
می زنیم تو سر هم بمب اتم هوار هوار
ای بهار ای آسمون
عیده میرم به نیروگامون
داد میزنم ای ول ای ول ای ول
دارم میرم به نطنز دارم میرم به نطنز
جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386
عکس و نظر













منبع:
جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386
به اين مشتي خاک که تن مرا مي پوشاند رشک مبر

براساس يک روايت تاريخي جايي در کنار مقبره «کوروش» بر يک لوح به خط ميخي نوشته شده بوده که؛
«اي انسان، هر که باشي، از هر جا که بيايي، چون مي دانم که مي آيي؛ من کوروشم، به اين مشتي خاک که تن مرا مي پوشاند رشک مبر...»
همچنين گفته شده است که از بيم مهاجمان، غارتگران و کينه ورزان آينده، جنازه کوروش کبير در سقف اين بنا نهاده شده يا مخفي نگه داشته شده، تا لااقل بقاياي جسم اش هتک حرمت نشود، يا که خاک تنش گل کوزه گران نشود.
اگر اين روايت ها مستند هم نباشند، اما وجودشان و نقل شان نمادهايي هستند از وحشت هميشگي ما ايرانيان از آينده و نمادهايي هستند از پيش بيني هاي واقعي درباره هجوم هايي که در آينده به کمين اين سرزمين نشسته اند. همين وحشت و پيش بيني به دل شاهي چون داريوش هم بوده، چنان که انگار به خوبي مي دانسته که کاخي که ساخته زماني به دست مهاجمان و غارتگران ويران و غارت خواهد شد و مي دانسته که حتي به چهره نقش سنگي وي هم رحم نخواهد شد. و به همين دليل هم دستور داده بوده که بر دو لوح طلا تاريخچه ساخت «تخت جمشيد» و نام دستور او را حک کنند و اين الواح را در شالوده کاخ پنهان سازند، تا محفوظ بماند براي آيندگاني که سوزاندن نمي دانند، ويران کردن نمي شناسند، غارت نمي کنند و ميراث باستاني سرزمين شان را نمي دزدند. اين الواح در اکتشافات باستان شناسي تخت جمشيد کشف شدند و سند گرانبهايي از تاريخ سانسورزده و بي سند ايران بودند. که اما کاش هرگز يافته نمي شدند و هنوز در شالوده کاخ داريوش پنهان و امن بودند تا زماني که «موزه ايران باستان» لياقت حفظ آن يکي را که داشت بيابد.
«... به اين مشتي خاک که تن مرا مي پوشاند رشک مبر»
آن دسته از شاهان ايران که خردمندي داشتند، به روشني مي ديده اند که امپراتوري عظيمي که ساخته و يا برساخته اند، در آينده يي نزديک يا دور تسخير خواهد شد، غارت خواهد شد و روزگار ادباري را خواهد گذراند، تا باز ايرانيان مهاجمان حاکم را متمدن کنند، يا بيرون بيندازند، به همين دليل هم مقبره هاي «نقش رستم» در سينه ديواره کوهي دور از دسترس آدميزادگان حفر شده اند و انگار به همين دليل هم بوده که بعضي از کتيبه ها هم بر ارتفاعات و دور از چشم بدخواهان نقر شده اند...
اما انگار فرزانگي و آينده بيني اين شاهان آينده نگر ايران تا آن حد نبوده که بدانند زماني و زمان هايي خواهد آمد که خود ايرانيان به دست خود ميراث باستاني شان را غارت مي کنند يا باد خواهند داد و به آب. تخيل آنها به اين قد نمي داده که زماني مي رسد که دستگاه هاي کشف فلز، آزادانه در کشورشان فروخته شوند، تا هر ناکس و نباشي بتواند با آن گنجينه هايي را که تا حال خاک اين سرزمين در خود حفظ کرده، کشف کند و غارت کند، غارتي شبيه- اما طولاني تر از - غارت عربانه ي موزه ي «بغداد».
استعاره و نماد دردناکي است که سنگ هاي تراش خورده بسياري از آثار باستاني ايران را روستاييان فقير نزديک به آثار براي احداث خانه، استفاده کرده اند.
نمونه اش «تخت ابونصر» در حومه شيراز... همين استعاره درباره روستاييان اطراف «سد سيوند» که گويا چشم به راه آبگيري اين سدند تا مگر با آب آن، از بلاي خشکسالي رهايي بيابند صادق است. آنها حق دارند. کوروش مرده، راه شاهي تخت جمشيد و پاسارگاد را خاک پوشانده، اما آنها زنده اند و حق رفاه و حق داشتن آب جزء حقوق اوليه آنهاست. اما آيا آنها به ميراث فرهنگي شان فکر مي کنند يا اصلن چنين چيزي برايشان مهم است؟ اجداد همين ساکنان اطراف پاسارگاد و سد سيوند بوده اند- به گونه همان دهقانان خردمندي که «فردوسي» بارها از آنها نقل قول مي کند- که آرامگاه کوروش را «مقبره مادر سليمان» نام نهادند، تا بدين وسيله از ويران شدن برهانندش و با هاله يي از تقدس آن را تطاول روزگاران محفوظ بدارند... دورانديشي قرناقرني آن دهقانان فرزانه تا زمان حال رسيده و عجيب است اگر فرزندان آنان امروزه فقط تا آينده يي چند ساله را ببينند و در نظر نياورند که همين مقبره کوروش همان ويرانه هاي کاخ کوروش، و همه آنچه که فعلن زير خاک دشت نزديک شان نهفته، مي توانند هزاران و هزاران توريست را به اين منطقه بکشانند و مانند صف هديه آورندگان که نقش شان بر پلکان هاي تخت جمشيد پايدار مانده، چنان ثروتي هديه آورند که در مقابلش اميدهايي بسته شده به يک سد، بسيار ناچيز خواهند بود.
سوال اين است که اگر توجيه اقتصادي و هدف ساختن سد سيوند ايجاد امکانات بيشتري براي رفاه اهالي اين منطقه است، آيا نمي شد با ايجاد چند کارخانه در اين منطقه بازار کار مناسب فراهم کرد، تا فرزندان روستاييان منطقه - که زمين هاي محدود و تکه تکه شده بعد از دو اصلاحات ارضي را پس از پدران باز هم ميان خود خرد و تقسيم مي کنند، و بعضن هم مي فروشند و به شهرها مي کوچند- تضمين بهتري براي آينده داشته باشند.
چرا به اين مشتي خاک که تن مرا مي پوشاند رشک مي بري؟
خرابه تخت جمشيد تا قرن بيستم باقي مانده بود، زيرا پلکان هايش با نقش برجسته هاي مشهورشان و حتي تا کمر ستون هايش زير خاک بوده، چنان که وقتي يک شاهزاده قجري- که خاندانش استاد بودند در بر باد دادن و غارت ايران- قبل از پروفسور «هرتسلفد» در آن کاوش هايي کرد و معلوم نيست چه ها به دست آورد، باز هم سرپا ماند و ماند تا طبق معمول غربي ها از راه رسيدند و اين اثر باستاني را از خاک آزاد کردند- و سهمشان را هم بردند- ظاهرن، توجه و علاقه آنان به ميراث باستاني و تاريخي ما، بيشتر از ما ايرانيان است، مثلن مثل همان ارتشي مخابرات چي که کارش ارسال پيام به رمز و کشف رمز بود، و با ديدن کتيبه هايي که رمز و راز خط آنان دو هزار سال جلوي چشم ما ايرانيان معمولن کاهل و قدرناشناس بود، همت و مغز صرف کرد و از خط آنها رمزگشايي کرد، تا به ما گفته شود که گذشتگان مان چه ها گفته اند. اگر غير از اين و غير از اينها بود- حتي با وجود آن که ارزشمندترين گنج ها و سالم ترين سرستون هاي تخت جمشيد در موزه هاي غربي است- حالا همين ستون هاي باقي مانده تخت جمشيد هم ستون هايي بودند براي سقف خانه هاي روستايي، که همه عمر در وحشت زلزله مي لرزند تا زماني که به قول عبيد بر سر صاحبخانه و مهمانش به «سجده بيفتند».
به اين مشتي خاک که تن مرا مي پوشاند رشک خواهي برد...
اما مانند يک راز است، بلکه، عجيب، جالب و يک پند تاريخي است که آرامگاه کوروش، برخلاف کاخش، در همان نزديکي ها، همچنان سرپا مانده است. اين آرامگاه با معماري ساده اما هنرمندانه اش، از چنگ آتش کينه «اسکندر»، از پس حمله ديگري که چهره نقش برجسته هاي شاهان در تخت جمشيد را تيشه تراش کردند، و حتي سرب بست هاي ابتکاري «دم چلچله يي» سنگ هاي تخت جمشيد و احتمالن همين آرامگاه را به طمع طلاي سفيد بيرون کشيدند؛ همچنين پس از بسياري ديگر هجوم و ويرانگري مغول و تاتار و ترک و افغان، سرپا مانده. اين آرامگاه در زماني که «لرد کرزن» اعلام مي کرد که تماميت ارضي ايران به اندازه استخوان پوسيده يک سرباز انگليسي هم ارزش ندارد، و سربازان هندي ارتش انگلستان چشم نقش برجسته هاي تخت جمشيد را هدف تمرين تيراندازي قرار مي دادند، بدون چنين آسيب هايي سرپا مانده و مانده تا امروز. ظاهرن کوروش بزرگ آنقدر به آيندگان بدبين نبوده و يا در مخيله اش نمي گنجيده که زماني مسير جاده شاهي، مانند هزاران هزار کتاب که در تاريخ ايران به آب شسته شده اند، به آب بسته مي شود و آرامگاهش هم در معرض آسيب جدي قرار مي گيرد، وگرنه دستور مي داده تا آن را مانند مقبره هاي فراز تخت جمشيد، يا حفره هاي دست نايافتني «نقش رستم» بالاي کوه، يا در صخره يي ديوارمانند بسازند. و يا شايد بدبختانه بايد آرزو مي کرديم که کوروش- که آن منشور انساني افتخارآميزش درباره حقوق انسان هايي که در قلمروهايش مي زيسته اند، حالا در مقابل آشغال هايي مثل فيلم «سيصد» سند پاسخگويي ما و مقابله با بسياري جوسازي ها عليه ايران مي شود- کاش صاحب چنان فرزانگي مي شد که هيچ آرامگاهي براي خود نخواهد، يا دستور مي داد تا آرامگاهش را در سرزمين غريبان بسازند.
اي انسان... بر اين مشتي خاک که نام نيک مرا و مردمان ايران را مي پوشاند، رشک مبر...
آيا آرامگاه کوروش سرپا مانده که به ما ايرانيان حرفي را بفهماند؟ آيا سرپا مانده که به ما ايرانيان يادآوري کند که در اکثر مواقعي که مهاجمان به سرزمين ما حمله کرده اند، دروازه هاي ما از درون به روي دشمن باز شده اند؟ آيا سرپا مانده که به ما ايراني ها يادآوري کند که از ماست که برماست؟ آيا هنوز سرپا مانده تا به ما بفهماند که انگار از پس قرن ها قرن کنار هم زيستن، کنار هم جنگيدن، با هم رنج کشيدن، با همه باران هاي اندوهان که بر خاکمان باريده و با همه باران هاي يک ساعته شادي که بر خاک تشنه مان باريده، هنوز نتوانسته ايم اشتراکي و تعريفي از هويت خويش و خويشانمان، تاريخ مان، بود و نبودمان در اين جهان و آينده مان به دست آوريم...
اي انسان، هرکه هستي و از هر کجا که مي آيي، بر اين تکه خاکي که زير پاي ماست و تن تاريخ مان را مي پوشاند، رشک مبر،
توضيح اعتماد؛
- متاسفانه يکي از اين الواح زرين نزديک دو دهه پيش از موزه به سرقت رفت و با تمام تلاش صورت گرفته هنوز يافت نشده است.
- در اين يادداشت رسم الخط نويسنده محترم در جايي که تنوين عربي را به «ن» فارسي تبديل کرده، دست نخورده باقي مانده است.
جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386
مطالبی در مورد تحولات اخیر کشور
پيك ايران
سخنان خواندنی وزير ارشاد : خانمهائی هستند مثل مانکن در شهر ميچرند و بابت آن پول ميگيرند // سه سال پيش مردم دغدغه نان و آب داشتند و هر 14روز يك فتنه در دانشگاه برپا بود و مجمع و ميتينگ و هياهو به وجود ميآمد اما اکنون دچار آن هيجانات نيستيم
اعتماد ملي: وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي از وجود محلههايي خبر داد كه به گفته وي <خانمهايي با لباسهاي مناسب وارد آن محلهها ميشوند اما خودشان را به صورت يك مانكن درآورده و ساعاتي در شهر ميچرخند و پس از آن به محل برگشته و پول خود را ميگيرند.> حسين صفارهرندي طي سخناني در جمع كاركنان بيمارستان بقيها...العظم با بيان اينكه برخي براي اشاعهمنكر در جامعه برنامههاي از پيش تعيينشده دارند، گفت: دوستان ما در نيروي انتظامي بنا ندارند كه با عامه مردم برخورد كنند، بلكه با يك بخش ويژه مردان و زناني كه با برنامه از پيش تعيينشده براي اشاعهمنكر در جامعه حضور پيدا ميكنند برخورد خواهند داشت.
ما به دنبال از بين بردن چنين سازمانهايي هستيم. بنابراين بايد با اينگونه افراد برخورد جدي صورت گيرد و مشخص شود كه آيا اين افراد واقعا مريض هستند يا نه زيرا وجود آنها در جامعه باعث آلوده شدن نوجوانان خواهد شد.
به گزارش ايسنا، وي با اشاره به ايجاد محيط امن اجتماعي از سوي نيروي انتظامي گفت: كار نيروي انتظامي در چارچوب و يك كار سنجيده و حساب شده است كه از دو سال پيش انجام ميشد. در واقع قبل از اينكه ما در وزارت ارشاد مسووليت خود را آغاز كنيم اين طرح در كميته شوراي امور فرهنگي طراحي شد و چهار جلسه آن نيز قبل از آمدن ما برگزار شده بود. در آن كميته دستورالعملي فراهم آمد كه وظيفه هر دستگاه براي ايجاد محيط امن اجتماعي مشخص شد و تكاليف هر دستگاه در چندين بند به صورت آييننامه درآمد كه كوچكترين آن مبارزه با تظاهر و بدحجابي است.
صفارهرندي در بخش ديگري از اظهارت خود مهمترين دستاورد دولت نهم را ايجاد احساس عزت در مردم خوانده و با بيان اينكه جوانان ما در سالهاي گذشته از احساس تحقير در محيط بينالمللي آزار ميديدند،اظهار داشت: وقتي در سالهاي گذشته با اين جوانان روبهرو ميشدم عنوان ميكردند كه چرا كشور ما از كشورهاي اطرافمان عقب افتاده و ديگر كشورها در حال پيشرفت بيشتري هستند كه البته اين نگراني آنها بحق بود. در دو سال اخير اين احساس تحقير بسيار كم شده و نشاط خاصي در بين جوانان ايجاد شده است. البته اين موقعيتها براي دولتهاي گذشته نيز وجود داشته و آنها نيز ميتوانستند استفاده كنند كه استفاده نكردند. صفارهرندي ادامه داد: در دو سال پيش وقتي خبر ميآمد كه قرار است يك قطعنامه عليه ايران منتشر شود بازارها دچار اضطراب ميشد و مردم اظهار نگراني ميكردند در حالي كه اكنون حتي قطعنامه صادر ميشود مردم اضطرابي ندارند و ميخندند و در شرايط كشور تغييري ايجاد نميشود.
وي گفت: وقتي به كشورهاي مصر و اندونزي و تونس سفر ميكنيم و اسم ايرا

